معنی ساعت دیواری
6 بازدید
[ عَ تِ دی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) ساعت دیوارکوب. ساعت لنگرداری که آن را بدیوار آویزند و آن رقاصکی دارد. ساعت رقاصک دار. ساعت مجلسی.
کلمات همقافیه با «ساعت دیواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر