معنی ساعتی
6 بازدید
[ عَ ] (ص نسبی، ق) بمیزان ساعت. به نسبت ساعت. بنابه ساعت: آب را در این ده ساعتی میفروشند. گرمابه ها از مشتریان ساعتی پول میگیرند.[ عَ ] (اِ) قسمی قفل پرده دار.[ عَ ] (ص نسبی) هر چیز منسوب به ساعت. - (بمب ساعتی؛ بمبی است که چنان تنظیم گردد که در ساعت معینی خود بخود منفجر شود.[ عَ ] (اِخ) محمد. از شاعران عثمانی در قرن دهم هجری و از مردم آناطولی است. وی بوعظ اشتغال داشت و بعلت طلاقت لسان سخنش مؤثر بود. ولی فعلش با قولش یکی نبود و بعیش و نوش و کثرت اکل مایل بود. اکثر سخنانش هجو و هزل است. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «ساعتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر