معنی ساعتسنجی
5 بازدید
[ عَ سَ ] (حامص مرکب) عمل کسی که نیک و بد ساعت را می سنجد. تحقیق ساعت سعد. ساعت دیدن : بزرگ امّید پیش پیل سرمست به ساعت سنجی اصطرلاب در دست. نظامی (خسرو و شیرین).
کلمات همقافیه با «ساعتسنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر