معنی ساعة
6 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) ج، ساعات و ساع. پاره ای است از پاره های روز و شب، و شبانه روز چهار پاره است. (شرح قاموس). پاره ای از روز و شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ثلث ثمن شب و روز و آن عبارت است از شصت دقیقه. (قطر المحیط). || وقتی است که حال هستی در او. (شرح قاموس). وقت که در وی باشی. (منتهی الارب). وقت حاضر. (قطر المحیط). هنگامی که شخص در آن است. (ناظم الاطباء). هنگام حاضر. (ناظم الاطباء). || وقتی است که می ایستد او قیامت. (شرح قاموس). وقت که در آن قیامت برپا شود. (منتهی الارب) (قطر المحیط). || روز قیامت است. (شرح قاموس). قیامت. (منتهی الارب) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). در رستخیز. رستاخیز. || (اِ) هلاک شوندگان. (شرح قاموس) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - ساعة سوعاء؛ ساعتی سخت. (مهذب الاسماء) (شرح قاموس). زمان سخت. (منتهی الارب). - من ساعة؛ اکنون و فی الحال و فی الفور و همان دم و همان ساعت. (ناظم الاطباء). - ساعة الغفلة؛ مابین المغرب و العشاء. (ناظم الاطباء). رجوع به ساعت شود.
کلمات همقافیه با «ساعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر