معنی ساعاتی
6 بازدید
(ص نسبی) تشتگر یعنی ساعت کننده. (آنندراج از فرهنگ فرنگ). ساعت ساز. (استینگاس). رجوع به ساعت شود.(اِخ) ابوالحسن مفتی. او راست: کتاب مفاتیح العلوم. (فهرست ابن ندیم).(اِخ) محمدبن علی بن رستم خراسانی از ساعت سازان نامدار ایران در قرن ششم و از مردم خراسان بود. و در هیأت و نجوم دستی قوی داشت و در معرفت ساعت یگانهٔ روزگار خویش بود. وی از خراسان بشام رفت و در دمشق اقامت گزید و در آنجا درگذشت. در روزگار ملک العادل نورالدین محمودبن زنگی [ ۵۴۱ -۵۶۹ هـ . ] ساعات باب جامع کبیر دمشق را ساخت و مورد نوازش نورالدین محمود قرار گرفت و بملازمت وی نائل شد و راتبه و جامگی دربارهٔ او برقرار گردید. از ساعاتی خراسانی دو پسر در دمشق ماند. یکی بهاءالدین ابوالحسن علی بن ساعاتی شاعر صاحب دیوان متوفی در قاهره، و دیگر فخرالدین رضوان بن ساعاتی طبیب معروف وزیر ملک الفائزین ملک العادل ابوبکربن ایوب و طبیب و وزیر و ندیم ملک المعظم عیسی بن ملک العادل متوفی در دمشق. رجوع به عیون الانباء فی طبقات الاطباء چ ۱۲۹۹ هـ . ق. مصر ج ۲ ص ۱۸۴ و قاموس الاعلام ترکی شود.(اِخ) محمود افندی صفوت [ ۱۲۴۱ -۱۲۹۸ هـ . ق. ] مشهور به ساعاتی از شاعران عرب در قرن سیزدهم است. وی در جوانی به حجاز رفت و به شریف محمدبن عون، امیر مکه پیوست و در جنگهای شریف در نجد و یمن حضور داشت و آن حوادث را در شعر خود آورده است. در ۱۲۶۷ هـ . ق. پس از عزل شریف محمدبن عون بهمراه او ابتدا به مصر و بعد به قسطنطنیه رفت. ساعاتی در نظم و نثر عربی توانا بود و با گروهی از ادبای روزگار خویش چون شیخ زین العابدین مکی و احمد افندی مناظرات و مکاتبات داشت. دیوان اشعار او چندین بار بچاپ رسید. و بهترین آن نسخه ای است که مقدمه ای از مصطفی لطفی منفلوطی دارد. رجوع به معجم المطبوعات و مجلهٔ المقتطف جزء ۳۸ ص ۵۰۱ و ریحانة الادب شود.
کلمات همقافیه با «ساعاتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر