معنی ساطح
6 بازدید
[ طِ ] (ع ص) گسترنده. || خدای تبارک و تعالی که میگستراند زمین را. (ناظم الاطباء). || برزمین افکننده. (منتهی الارب) (المنجد).[ طِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جانکی بخش لردگان شهرستان شهرکرد، واقع در ۴۱هزارگزی جنوب خاوری لردگان، کنار آب خرسان. کوهستانی و هوایش معتدل، و آبش از چشمه و محصولش غلات است، ۶۴۶ تن سکنه دارد که به زراعت مشغولند، از صنایع دستی محلی بافتن گلیم و جاجیم میان زنان آن معمول است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «ساطح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طح» برای سرودن شعر