معنی ساسینهاد
6 بازدید
[ نِ / نَ ] (ص مرکب) فرومایه. سفله. گداطبع. گدامنش، گداروی. گداصفت. گدافطرت. گداهمت : همه ساسی نهاد و مفلس طبع باز در سر فضول ساسانی.سنائی. رجوع به ساسی شود.
کلمات همقافیه با «ساسینهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر