معنی ساسی

معنی ساسی

5 بازدید
(ع ص، اِ) گدا و گدائی کننده . (برهان) (شرفنامهٔ منیری) (رشیدی). گدا و دریوزه گر. (جهانگیری) (استینگاس) (ناظم الاطباء): چه خیزد ز اول ملکی که در پیش دم آخر بود ساسی و بی سامان چه ساسانی چه سامانی. سنائی. خاک پاشان دیگرند و بادپیمایان دگر کی توان مر ساسیان را تخم ساسان داشتن. سنائی. همه ساسی نهاد و مفلس طبع باز در سر فضول ساسانی.سنائی . پس مردمان زبان به عیب این ساسان [ ساسان بن بهمن ] نشر کردن و دناءت همت او را شرح دادن دراز کردند... والی یومنا هذا هر فرومایه را که عیب و سرزنش کنند ساسی خوانند، و گدایان را ساسی و ساسانی گویند. (تاریخ بیهق ص ۴۲). - ساسی سرای؛ گداخانه. رجوع به ساسی سرای شود. - ساسی نهاد؛ گداطبع. فرومایه. رجوع به ساسی نهاد شود.
(حامص) گدائی. (شرفنامهٔ منیری) (برهان) (استینگاس) (ناظم الاطباء). گدائی کردن. (برهان) (شعوری از فرهنگ میرزا). به این معنی اساسی ندارد و شاهدی نیز دیده نشد. فرهنگ نویسان «ساس» را بمعنی گدا گرفته و با افزودن «ی» حاصل مصدر این کلمه را به این معنی نقل کرده اند.
(اِخ) قریه ای است زیر واسط حجاج. (معجم البلدان یاقوت).
(اِخ) (نهر...) یکی از پنج نهری بود که در زیر واسط از دجله برمیداشتند. (نزهة القلوب چ اروپا ص ۲۱۴).
(ص نسبی) نسبت است به ساس ( ساش چاچ شاش) شهری از ترکستان قدیم که امروز آن را «تاشکند» نامند. رجوع به چاچی شود.
(اِخ) در اصطلاح رجالی لقب رحیلةبن ثعلبه است. (ریحانة الادب).
(اِخ) ابراهیم بن محمد ساسی وراق. از لغویان و نحویان قدیم است. (فهرست ابن ندیم).
(اِخ) ابوالمعالی بن ابی الرضابن بدر ساسی از مردم ساس واسط و از محدثان است. (معجم البلدان یاقوت).
(اِخ) مولانا حمیدالدین ساسی. از مشایخ عرفا بود. رجوع به ساشی شود.
(اِخ) ساموئل استزاد سیلوستردو. ادیب فرانسوی از مردم پاریس (۱۸۰۱ - ۱۸۷۹ م.) و پسر سیلوستردوساسی خاورشناس نامی است. وی کتابداری کتابخانهٔ شخصی مازارن و عضویت فرهنگستان فرانسه و مجلس سنای آن کشور را داشت و کتابهای چندی از او بیادگار است.
(اِخ) سیلوستردو... از خاورشناسان و رجال مشهور فرانسه و از مردم پاریس (۱۷۵۸ -۱۸۳۸ م.) است. پدرش بحرفهٔ قضا اشتغال داشت. ساسی هنوز کودک بود که پدرش درگذشت و تربیت او بر عهدهٔ مادر قرار گرفت. وی از همان آغاز جوانی ضمن تحصیل حقوق تحقیق و مطالعه در زبانهای شرقی خصوصاً عربی، فارسی، ترکی، سریانی و عبری را آغاز کرد. بسال ۱۷۸۱ م. خدمت دیوانی را در ضرابخانهٔ فرانسه آغاز کرد و در ۱۷۸۵ به عضویت فرهنگستان فرانسه انتخاب شد. در ۱۷۹۵ هنگامی که مدرسهٔ زبانهای شرقی بوسیلهٔ کنوانسیون بنیاد گرفت، ساسی بمعلمی عربی در آن مدرسه برگزیده شد. در ۱۸۰۶ بعنوان معلم زبان فارسی در «کولژ دو فرانس»تعیین شد. در ۱۸۰۸ از ناحیهٔ سن بنمایندگی مجلس فرانسه انتخاب گردید. در ۱۸۱۵ عضویت شورای دانشگاه پاریس را یافت ولی اندکی بعد به علت اختلاف عقیده با سایر اعضا از شورا استعفا داد. در ۱۸۲۳ مدیریت کولژ دوفرانس را یافت و در همان سال مجمع مشهور علمی «انجمن آسیائی» را بنیاد نهاد و بریاست آن انتخاب گردید. بسال ۱۸۳۲ ریاست قسمت خطی کتابخانهٔ پاریس و مدیریت مدرسهٔ زبانهای شرقی را یافت و ملقب بعنوان اشرافی «بارون» شد و بعدها منشی دائمی فرهنگستان فرانسه گردید. ساسی بی شبهه از پیشروان خاورشناسی در اروپاست. وی مجموعاً به بیست زبان آشنائی داشت مخصوصاً فارسی و عربی را در کمال فصاحت مینوشت. مقدمهٔ فارسی او بر پندنامهٔ عطار گواه این مدعی است. و نیز بعلت روش فنی و انتقادی خاص بنیادگذار تحقیقات در زبان عربی شناخته شده و کتاب «صرف و نحو عربی» او از اسناد مهم زبانشناسی است. وی در زبان قبطی و هیروگلیفهای مکشوفه در مصر نیز مطالعاتی کرد. آثار مهم او از این قرار است: ترجمهٔ پندنامهٔ عطار با مقدمه بفارسی (۱۸۱۹ م.)، صرف و نحو زبان عربی (۱۸۱۰ م.)، ترجمهٔ کلیه و دمنه عربی (۱۸۱۶ م.)، بحثی دربارهٔ کلیه و دمنهٔ فارسی (۱۸۱۸)، ملاحظاتی دربارهٔ دو ایالت شرقی ایران: غرجستان و جوزجان (۱۸۱۳)، یادداشتهائی دربارهٔ ایران باستان بضمیمهٔ ترجمهٔ قسمت ساسانیان از میرخوند (۱۷۹۳)، چ تاریخ سلاطین ایران و خلفا از نیکبی بن مسعود (۱۸۹۷)، منتخبات عربی، متن و ترجمهٔ قسمت برامکه از الفخری بن طقطقی (۱۸۲۶)، یادداشتهائی دربارهٔ اسمعیلیهٔ ایران و سوریه (۱۸۰۹)، یادداشتهائی دربارهٔ ملوک یمن و حیره (۱۸۳۲)، یادداشتهائی دربارهٔ عرب پیش از اسلام (۱۸۷۵)، ترجمهٔ مقامات حریری (۱۸۲۲)، اصول دستور زبان عمومی (۱۸۱۵)، ترجمهٔ تاریخ مصر عبداللطیف، ترجمهٔ تاریخ ابوالفداء، تحقیقات در مذهب دروزیها، تصحیح کتاب الحیوان جاحظ، ترجمهٔ کتاب سیوطی. رجوع به لاروس بزرگ و قاموس الاعلام ترکی و مجلهٔ ارمغان سال ششم شمارهٔ اول فروردین ۱۳۰۴ هـ . ش. ص ۵۳ و ۵۴ و کتاب شناسی فرانسه مربوط به ایران شود.
(اِخ) لوئی ایزاک لومستر دو. از نویسندگان و حکمای کلامی (۱۶۱۳ - ۱۶۸۴ م.) فرانسه، از پیروان ژانسینوس و مترجم تورات است.

کلمات هم‌قافیه با «ساسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید