معنی ساسجردی
7 بازدید
[ جِ ] (ص نسبی) منسوب است به ساسجرد از قرای مرو. رجوع به ساسجرد شود.[ جِ ] (اِخ) حامدبن محمودبن والان. از مردم قریهٔ ساسجرد مرو و از محدثان است. رجوع به انساب سمعانی شود.[ جِ ] (اِخ) بسام بن بسام. از مردم ساسجرد مرو و از محدثان است. رجوع به انساب سمعانی شود.[ جِ ] (اِخ) عبدالرحمن بن عبداللََّه بن ابی مسعود ساسجردی مکنی به ابوعبداللََّه. از مردم ساسجرد مرو و از محدثان است. رجوع به انساب سمعانی شود.[ جِ ] (اِخ) محمودبن والان. از مردم قریهٔ ساسجرد مرو و از محدثان است و به سال ۲۹۲ هـ . ق. درگذشته است. رجوع به انساب سمعانی شود.
کلمات همقافیه با «ساسجردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر