معنی ساز مجلس
8 بازدید
[ زِ مَ لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آلات و ظروف مجلس میگساری. آلات شرابخانه. ساز شراب. سرویس میگساری به اصطلاح امروزی : [ در شرابخانه ] چندان طرایف سازهای مجلس بزم دید همه مرصع... پس آنچه ساز مجلس بود زرین و سیمین در صندوقی نهاد. (سمک عیار ج ۱ ص ۲۲۵). کس به شرابخانه رفت که ساز مجلس بیاورد... دلارام مگر بجائی رفته باشد و آلات شرابخانه با خود برده است. (ایضاً ج ۱ ص ۲۲۹). || مایحتاج مجلس : حافظ که ساز مجلس عشاق راست کرد خالی مباد عرصهٔ این بزمگاه از او.حافظ. رجوع به ساز شود.
کلمات همقافیه با «ساز مجلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر