معنی ساز بودن دماغ
8 بازدید
[ دَ نِ دِ ] (مص مرکب) کنایه از تازه و خوش بودن دماغ است. (آنندراج از بهار عجم): ز شوق وصل تو دایم دماغ من ساز است می هوای تو پیوسته در کدو دارم. شفیع اثر (از آنندراج). نصیب گشت مرا باز ماندهٔ لب یار دماغم از می لعلی است ساز در گلشن. شفیع اثر (از آنندراج). کنون که دل بکف دلبر خوش آواز است دلم همیشه به رقص و دماغ من ساز است. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ساز بودن دماغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر