معنی سازکرده
6 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) کوک کرده (ساز): بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده دروازهٔ بلا را بر خلق باز کرده.مولوی. || آماده. ساخته.
کلمات همقافیه با «سازکرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر