معنی سازوباز
7 بازدید
(نف مرکب) ریسمان باز. (جهانگیری) (رشیدی) (شعوری). ریسمان باز که بر سر سازو رود و بازیهای غیرمکرر کند. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). بندباز: السلام ای سیاه سازوباز به اجازت که هجو کردم باز. سنائی (از انجمن آرا) (از آنندراج). رجوع به سازو شود.
کلمات همقافیه با «سازوباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر