معنی ساری‌قمیش

معنی ساری‌قمیش

5 بازدید
[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۳ هزارگزی جنوب خاور گل تپه، و ۳ هزارگزی جمشیدآباد. کوهستانی، سردسیر، آب آن از چشمه ها و محصول آن غلات، انگور، بادام و لبنیات است، ۴۵۰ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری میگذرانند. راه آن مالرو است و در تابستان از راه لالجین ماشین بدان توان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ قَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش مراوه تپه شهرستان گنبد قابوس، واقع در ۱۵ هزارگز باختر مراوه تپه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در ۳۷ هزارگزی شمال خاوری قره آغاج، ۱۶ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ مراغه به میانه. کوهستانی و هوای آن معتدل مالاریائی، آب آن از چشمه شور. محصول آن غلات و بزرک و نخود است، ۹۰ تن سکنه دارد که به زراعت مشغولند. از صنایع دستی جاجیم بافی در آن معمول است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اختاچی بوکان بخش بوکان شهرستان مهاباد، واقع در ۳۸ هزارگزی شمال بوکان، در مسیر راه شوسهٔ بوکان به میاندوآب. جلگه ای و هوای آن معتدل سالم، آب آن از رودخانهٔ تاتائو و محصول آن غلات، توتون، حبوبات و چغندر است، ۱۵۱ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری مشغولند. از صنایع دستی جاجیم بافی در آن معمول است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد واقع در ۲۷۵۰۰ گزی خاوری بوکان، و ۲۷ هزارگزی خاور راه شوسهٔ بوکان میاندوآب. کوهستانی و هوای آن معتدل مالاریائی، آب آن از زرینه رود و محصول آن غلات، چغندر، توتون و حبوبات است، ۴۱۸ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری مشغولند. از صنایع دستی جاجیم بافی در آن معمول است راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «ساری‌قمیش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید