معنی ساری‌سوباسار

معنی ساری‌سوباسار

6 بازدید
(اِخ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه بخش پلدشت، واقع بین مرز شوروی (سابق) و ترکیه است که از جنوب به دهستانهای قلعه دره سی و قره قویون ارس کنار و از شمال و خاور به خاک شوروی و از باختر به خاک ترکیه محدود است. هوای این دهستان معتدل و مالاریائی است، اکثر قراء آن در زمستان مورد استفادهٔ قشلاقی ایل جلالی قرار میگیرد که از چشمه آب کوهستانی مشروب و تعداد کمی از رودخانهٔ ساری سو و زنگمار استفاده می نمایند. در تابستان اهالی این دهستان به کوههای دهستانهای آوجیق و چالدران به ییلاق جهت نگهداری گوسفندان عزیمت میکنند چون رودخانهٔ ساری سو از قسمت جنوبی دهستان میگذرد بنام ساری سوباسار نامیده شده است. این دهستان ۷۸۰۳ تن سکنه دارد و از ۴۴ قریه تشکیل شده که مهمترین آنها عبارت است از: ایوند، قره تپه (مرکز دهستان) اورنر، حاسین، اوزن دیزه، خوک، بابر، قزل داغ، یولاگلدی. محصول عمدهٔ دهستان غلات و پنبه است. راههای عمدهٔ آن، راه شوسهٔ پلدشت به ماکو، و ماکو به شوط می باشد. دو رودخانهٔ زنگمار و ساری سو از این دهستان میگذرد: رودخانهٔ زنگمار از قسمت باختری به خاور در جریان است و رودخانهٔ ساری سو در قسمت باختری داخل این دهستان میشود و بمصرف آبیاری در داخل آن میرسد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «ساری‌سوباسار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید