معنی ساریجه
5 بازدید
[ جَ ] (اِخ) مردی از قبیلهٔ اویغور و جد امیر سونج آقا پسر سانشی بخشی از امیران اولجایتو است. رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی چ بیانی حاشیهٔ ص ۵۳ شود.[ جَ ] (اِخ) از قبیلهٔ نایمان، و قتلغشاه خاتون هشتمین زن اولجایتو از فرزندان او بوده است. رجوع به ذیل جامع التواریخ چ بیانی حاشیهٔ ص ۷۲ شود.
کلمات همقافیه با «ساریجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر