معنی ساریة

معنی ساریة

6 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) ابر شب. ج، سَواری. (منتهی الارب) (آنندراج). ابری که به شب آید. (مهذب الاسماء) (دهار) (یاقوت) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). ابری است که به شب میرود. (تاج العروس) (شرح قاموس): سرت علیه من الجوزاء ساریة تزجی الشمال علیه جامدالبرد. نابغه (از تاج العروس). || ستون. (مهذب الاسماء) (شرح قاموس) (دهار) (منتهی الارب) (آنندراج). اسطوانه. (یاقوت) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). اسطوانه و صاحب بارع گوید از سنگ یا آجر باید باشد. (تاج العروس). بعضی این کلمه را مأخوذ از لاتین دانسته اند ولی اصل آن عربی و مشتق از سراة بمعنی پشت است. (نشوء اللغة العربیة ص ۵۸). || ستون کشتی. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (ص) تأنیث ساری. امراض ساریة. ناخوشیهای واگیردار. || تأنیث ساری. زن رونده. رجوع به اقرب الموارد شود.
[ یَ ] (اِخ) اسم مردی است در نهاوند که سخت ترین مردمان بود در دویدن. (شرح قاموس).
[ یَ ] (اِخ) ابن زنیم بن عبداللََّه دئلی در زمان صحابه میزیست، ابتدا از راهزنان اهل جاهلیت بود، و اسلام آورد و ببرکت مسلمانی رتبه ای ارجمند یافت. در کتاب الاصابة (ج ۳ ص ۵۲ و ۵۳) از واقدی و بعض دیگر از مورخان و محدثان نقل میکند که عمر در سال آخر خلافتش یعنی سنهٔ ۲۳ هـ . ق. ساریه را با لشکری بفارس فرستاد روز جمعه ای در اثناء خطبه ناگهان گفت: «یا ساریة الجبل، الجبل!» مستمعان متحیر شدند که مقصود چه بود. بعدها معلوم شد که به کرامت و خرق عادت ساریه در فارس آواز عمر از مدینه شنیده و لشکر بکوه برده و باین عمل از حیلهٔ دشمن نجات و بروی ظفر یافته است. (مقدمهٔ مصباح الهدایه چ جلال همائی ص ۱۷۸). در مجمل التواریخ و القصص آمده: چون بیست و سه در آمد، عمر، مجاشع بن مسعود الثقفی را و عثمان بن العاص را، و حکم بن العاص و ساریةبن زنیم الدئلی را سوی پارس فرستاد بشهرهای بزرگتر و همه ظفر یافتند و آنجا بوده است که ساریة را با کافران حرب بود، و عمر روز آدینه بر منبر بود و خطبه همی کرد و گفت من دوش در خواب دیدم که ساریه با کافران حرب کردی و شک نیست که اکنون اندر حرب اند، پس زمانی فروماند و گفتا مرا بدل چنان فراز همی آید که ساریه را کافران ستوه همی کنند و اگر پشت بکوه باز دهد بهتر باشد، و پس بانگ بکرد و گفت: یاساریة، الجبل! الجبل! و فرمان خدای تعالی بشنیدند و همه سپاه گفتند آواز عمراست و همچنان کوه پناه گرفتند، و بعد از آن چون آمدند همان روز درست آمد که عمر خطاب گفته بود بر منبر، و این سخنی معروف است، و بعضی گویند بحرب نهاوند بوده است، و اندر تاریخ احمدبن یعقوب هم بنهاوند گویند. و شکافی در سنگ پیداست که آن را زیارت کنند، و گویند آواز عمرخطاب از آنجا بیرون آمد. در تاریخ جریر چنین است و در بودن این سخن شکی نیست. (مجمل التواریخ و القصص ص ۲۷۸). الساریه را مشهد آن جایگاه است با سپیدهان [ بنهاوند ] و ظاهر برتل، آنجا که گورهاء شهیدان است، و آن شکاف که آواز امیرالمؤمنین عمر رضی اللََّه عنه از آنجا برآمد که از مدینه گفت: یا ساریة، الجبل، الجبل! و آن را زیارت کنند. (مجمل التواریخ و القصص ص ۴۶۱). بعضی گویند این معنی و حرب نهاوند بوده است. و در کوه نهاوند غاری است، این آواز از غار بگوش ساریه رسیده است. اکنون آن غار را جهت تبرک معطر میگردانند و من [ حمداللََّه مستوفی ] آن را زیارت کردم. (تاریخ گزیده چ براون ص ۱۸۱ و ۱۸۲). و نیز رجوع به فردوس المرشدیه چ تهران ص ۷۳ و ترجمهٔ مقدمهٔ ابن خلدون ج ۱ ص ۲۰۸ و ۲۰۹ و حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۴۸۸ و الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۵۳ شود.
[ یَ ] (اِخ) ابن عمرو حنفی صاحب خالدبن ولید است. (تاج العروس) (شرح قاموس).
[ یَ ] (اِخ) ابن مسیلمةبن عبید، حنفی است. (تاج العروس) (شرح قاموس).
[ یَ ] (اِخ) بنت موسی بن جعفر، یکی از هجده دختر امام موسی علیه السلام است. (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۸۱).

کلمات هم‌قافیه با «ساریة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید