معنی ساریان
6 بازدید
(اِخ) نام شهری است در غرچه . (حاشیهٔ لغت اسدی نسخهٔ نخجوانی) (اوبهی) (رشیدی) (جهانگیری) (انجمن آرا). شهری است از غرجستان. (برهان): بسی خسرو نامور پیش از این شده ستند زی ساری و ساریان. دیباجی (از حاشیهٔ لغت اسدی نسخهٔ نخجوانی).(اِخ) دهی است از دهستان شهرنو بالا ولایت باخزر بخش طیبات شهرستان مشهد، واقع در ۷۵ هزارگزی شمال باختری یوسف آباد، جلگه و معتدل، آب آن از رودخانه و قنات، و محصول آن غلات است، ۱۶۷ تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «ساریان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر