معنی سارپدن

معنی سارپدن

7 بازدید
[ پِ دُ ] (اِخ) در اساطیر یونان نام پادشاه افسانه ای لیکیه است و پسر زئوس واروپ . وی بر سر تاج و تخت اقریطش (کرت) با برادرش مینس جنگید و مغلوب شد و با هواداران خود در لیکیهٔ اناطولی حکومت کوچکی بنیاد نهاد. همر شاعر بزرگ یونان او را فرزند زئوس و لائودامی معرفی میکند و در شمار شاهزادگانی می آورد که بیاری مردم تروادر جنگ با یونانیان شتافتند. مطابق روایت منظومهٔ ایلیاد هومر ساریدن به پاترُکل حمله کرد و بدست او کشته شد و آپولون مظهر روز پیکر بیجان او را به لیکیه حمل کرد.
[ پِ دُ ] (اِخ) (دماغهٔ...) در مغرب هلس پونت جای داشت و ناوگان خشاریاشا پادشاه هخامنشی در آغاز حمله بیونان آن را مقر خود قرارداد. رجوع به ایران باستان ج ۱ ص ۷۲۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «سارپدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید