معنی سارویه
6 بازدید
[ یَ ] (اِخ) نام قدیم شهر همدان که در مجمل التواریخ و القصص و معجم البلدان سارو ضبط شده و ابن فقیه معرب آن را ساروق ذکر کرده است. رجوع به سارو و ساروق شود.[ یَ ] (اِخ) نام جائی در کهندز جی به اصفهان است و جغرافی نویسان عرب از آن جمله ابن رسته معرب آن را ساروق ضبط کرده اند: سارویه و اکنون اصفهانیان آن را هفت هلکه گویند که بناء آن در میان شهرستان اصفهان مانده است. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ اروپا ص ۲۹). و سارویه به دراصفهان که اثر آن اندر شهرستان پیداست از بناهای طهمورث است، و از بعد هزار سال سارویه را پیرامون، دیوار کشیدند، چنانک هست. (مجمل التواریخ و القصص ص ۳۹). در کتاب ترجمهٔ محاسن اصفهان دربارهٔ سارویه حکایت به این مضمون نقل شده که: در وقت طوفان آتش در ایام فرس حکمای وقت جائی را در زمین مدینهٔ جی برگزیدند و قهندزی برطریقهٔ هرمان بنیاد نهادند و آن را مستقر و مستودع کتب ساختند و پیش از زمان ما بسالی چند یک جانب آن خزانه خرابی یافت و پر از کتب اوایل متقدمان مکتوب بر پوست توز به زبان و لغت پارسی بود. رجوع به محاسن اصفهان چ عباس اقبال ص ۱۶ و رجوع به سارو و ساروق شود.[ یَ ] (اِخ) ابن فرخان بزرگ از فرمانروایان آل دابویه در طبرستان که مدت هشت سال از ۸۸ تا ۹۶ هـ . ق. در دورهٔ کودکی برادرزادهٔ خود خورشیدبن داذمهر نایب السلطنه و فرمانروای طبرستان بود، و نام ساری از نام او گرفته شده است . (از ترجمهٔ مازندران رابینو ص ۷۸ و ۱۸۰) و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۴۰۳ شود.
کلمات همقافیه با «سارویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر