معنی سارونه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) درخت و تاک انگور را گویند. (برهان). رز بود یعنی تاک. (فرهنگ اوبهی). رزانگور باشد. (جهانگیری) (شعوری). درخت انگور باشد. (رشیدی). رز انگور است. (انجمن آرا) (آنندراج): سرشک از مژه همچو دُر ریخته چو خوشه ز سارونه آویخته. رودکی (از جهانگیری). ظاهراً در بیت چنین باشد: «ز سازو بیاویخته» و سازو ریسمان است که از لیف خرما بافند. (از رشیدی و انجمن آرا و آنندراج). این کلمه سازو است و به تصحیف سارونه شده است. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سارونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر