معنی ساروغ
5 بازدید
(اِ) سارخ. سارغ. سارق. ساروق. سفره. بقچه.(اِخ) ابن ارغوابن فالع، جد ابراهیم نبی، به روایت طبری و مسعودی است. نسب او چنین است: ابراهیم بن آزربن قطوربن ساروغ بن ارغوابن فالع بن شالخ. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۱۹۳ و تاریخ سیستان ص ۴۲ و ۴۳ و طبری و تاریخ گزیده چ عکسی ص ۳۰ و ۱۱۰ شود.
کلمات همقافیه با «ساروغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر