معنی ساروجه

معنی ساروجه

6 بازدید
[ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره لر بخش میاندوآب شهرستان مراغه، واقع در ۵۵ هزارگزی جنوب باختری راه شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. دره ای. هوای آن معتدل، آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و حبوبات و کرچک است، ۴۵۸ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی جاجیم بافی در آن معمول است. راه مالرو دارد. در دو محل به فاصلهٔ یک هزار گز بنام ساروجهٔ بالا و پائین مشهور، و سکنهٔ ساروجهٔ پائین ۱۳۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در ۴۵ هزارگزی خاور راه شوسهٔ مراغه به میاندوآب. کوهستانی، هوای آن معتدل مالاریائی، آب آن از چشمه، و محصول آن غلات، نخود و بزرک است. ۲۸۹ تن سکنه دارد. از صنایع دستی محلی جاجیم بافی در آن معمول است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران بخش حومهٔ شهرستان مشهد، واقع در ۷۱ هزارگزی شمال باختری مشهد، و ۴ هزارگزی شمال راه شوسهٔ مشهد به قوچان. جلگه ای، هوای آن معتدل، آب آن از قنات، محصولات آن غلات و چغندر و بنشن است، ۱۷۲ تن سکنه دارد که بزراعت و مالداری مشغولند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «ساروجه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید