معنی سارس
7 بازدید
[ رَ ] (اِ) جانوری است هندی. (الفاظ الادویه).(اِخ) دهی است از دهستان زانوسرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر، واقع در ۴۰ هزارگزی جنوب نوشهر، و ۶ هزارگزی پول. کوهستانی، و سردسیر و آب آن از چشمه و رودخانهٔ محلی، و محصول آن غلات و ارزن است، ۴۹۰ تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند و عده ای از آنان در موسم زمستان در قشلاقهای کجور به چوب بری اشتغال میورزند. عده ای از سکنه از ایل خواجوند هستند. معصوم زاده ای دارد. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «سارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر