معنی سارداناپال
6 بازدید
(اِخ) پادشاه افسانه ای که بروایت مورخان یونانی از ۸۳۶ تا ۸۱۷ ق.م. در آشور سلطنت کرده و آخرین اخلاف سمیرامیس است. در ایران باستان آمده: مطابق آنچه دیودور سیسیلی مورخ یونانی از کتاب گمشدهٔ کتزیاس نقل کرده، آرباکس رئیس پاسداران مادی بر سارداناپال شورید و در جنگهای متوالی او را شکست داد و سرانجام سارداناپال خود و افراد خاندانش را به آتش سوخت. ولی بدلائلی این روایت عاری از صحت است. (ایران باستان ج ۱ ص ۲۰۸ تا ۲۱۵). آریان گوید: شهر آن خیالن را سارداناپال پادشاه آسور ساخته، و دیوار و پی ها می نماید که این شهر استوار و بزرگ بوده است. در اینجا مقبرهٔ سارداناپال هنوز نمایان است و مجسمهٔ مردی روی بنا دیده میشود که دو دست خود را بهم میزند. در اینجا کتیبه ای است بزبان آسوری که گویند شعر است و مفاد آن چنین است: سارداناپال پسر آناسین دراکس شهر آن خبالن و تارس را در یک روز بنا نهاد. ای رهگذرها بخورید، بیاشامید، و عیش کنید. باقی همه خودنمائی است و بس ناپایدار. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۲۹۱). زندگانی سارداناپال مظهر و نمونهٔ یک شاهزادهٔ عیاش و هوسران است و زندگانی افسانه ای او مورد توجه اروپائیان، و موضوع آثار معروفی گردیده از آن جمله درامی از بایرون شاعر انگلیسی (۱۸۲۱) و اروپائی از ژونسیر آهنگ پرداز فرانسوی (۱۸۶۷) را باید نام برد.
کلمات همقافیه با «سارداناپال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر