معنی سارخک

معنی سارخک

9 بازدید
[ رَ ] (اِ) پشه. سارشک. (جهانگیری) (رشیدی). پشه. بتازی. بعوضة. (شرفنامهٔ منیری). پشه و بعربی بق گویند. (برهان): و بیشتر این عجایب در همهٔ حیوانات موجود است از سارخک درگیر تا پیل. (کیمیای سعادت). بلکه اگر همهٔ اهل عالم فراهم آیند تا عجایب علم و حکمت وی بتمامی در آفرینش مورچه ای یا سارخکی بدانند نتوانند. (کیمیای سعادت). و رحمت وی در حق مورچه و هر سارخکی تا به آدمی رسد. (کیمیای سعادت). و این لطف و عنایت نه به آدمی کرد تنها، بل با همهٔ آفریده ها، تا سارخک و زنبور و مگس. (کیمیای سعادت). و اگر سارخگی بروی مسلط کند در دست وی هلاک شود. (کیمیای سعادت). و خدای عالم بلطف و رحمت خویش صد چندان عنایت دارد بدین حشرات مختصر که وی را الهام دهد، تا بداند که غذای وی خون است، و وی را و سارخک را الهام دهد. خرطومی تیز و باریک و مجوف بیافرید تا بپوست فروبرد و خون می کشد. (کیمیای سعادت). در مرو سارخک و پشه و رشته باشد. (تاریخ بیهق). جائی که هزار عرش یک خار خس است مشتی سارخک ار نباشد چه شود.عطار. ز آتش رویش چو یک اخگر بصحرا اوفتاد هر دو عالم همچو سارخکی از آن اخگر بسوخت. عطار. جائی که پیلان را پهلو بهم سایند سارخکی چند فروشوند باکی نبود. (تذکرة الاولیاء). به پیش آفتاب نامبردار چه سارخک و چه پیل آید پدیدار نه خود پیلی وگر خود پیل گیری چو نمرودی بسارخکی بمیری. عطار (اسرارنامه از جهانگیری، انجمن آرا، آنندراج). نیم سارخکی چو در نمرود شد مغز او سرگشته، دل پردود شد. عطار (از رشیدی). کرد روزی چند سارخکی قرار بر درختی بس قوی یعنی چنار. (مصیبت نامه چ نورانی وصال ص ۱۶۱). رجوع به سارشک شود.
[ خَ ] (اِ) مؤلف برهان آرد: بعضی بکسر ثالث و سکون خای نقطه دار گفته اند بمعنی نیش پشه و کنه. (برهان). و ظاهراً اصل همان سارخک (مذکور در مادهٔ قبل) است.

کلمات هم‌قافیه با «سارخک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید