معنی ساربوغ
6 بازدید
(اِ) خداوند لشکر و قبیله. رئیس طایفه در ترکی. (شعوری ج ۲ ص ۶۶): دگر ساربوغان رستم نهادبالجای توی ابروی نژاد. (تیمورنامهٔ هاتفی از شعوری).
کلمات همقافیه با «ساربوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر