معنی سادکس
5 بازدید
[ دُ کُ ] (اِخ) پسر پادشاه تراکیه در نیمهٔ قرن پنجم ق. م. بود. وی سفیران اسپارت را که برای جلب حمایت در بار هخامنشی ضد آتنیها عازم شوش بودند بازداشت و تسلیم آتنیها کرد. رجوع به ایران باستان ج ۲ ص ۹۴۳ شود.
کلمات همقافیه با «سادکس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کس» برای سرودن شعر