معنی سادهشکر
7 بازدید
[ دَ / دِ شَ / شِ کَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) امردی که هنوز خط پشت لب برنیاورده باشد و بمناسبت لب شکر گفته [ اند ] . (آنندراج). بیریش. ساده رخ. ساده روی. ساده زنخ. ساده زنخدان. ساده عذار: ساده زنخدان بدم و ساده کار ساده نمک بودم و ساده شکر.سوزنی. بس دانهٔ دلها که ز تن برد بتاراج آن مور که گرد لب ساده شکران شد. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سادهشکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر