معنی سادهخوان
5 بازدید
[ دَ / دِ خوا / خا ] (نف مرکب) آنکه در خواندن تکلف نکند. (بهار عجم) (آنندراج): در دل نغمه چون ز پرکاری ناله ای بس به ساده خوانی کرد. ظهوری (از بهارعجم و آنندراج). بلبل که یکی بوده و بزمزمه هزار گشته زیادش از سیمرغ می شمارد و قمری را به همان ساده خوانیش بر نقش پر طاوس ترجیح میدهد. (ظهوری از بهار عجم و آنندراج).
کلمات همقافیه با «سادهخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر