معنی سادن
7 بازدید
[ دِ ] (ع ص، اِ) چاکر بتخانه. (شرح قاموس). خادم بتخانه. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب) (آنندراج): سادن صنم؛ خادم بت. || خادم کعبه. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب) (آنندراج). خادم خانهٔ کعبه. (مهذب الاسماء) (دهار). چاکر کعبه. (شرح قاموس). سادن کعبه. کعبه بان. حاجب. (دستوراللغة). دربان. (منتهی الارب) (آنندراج). حاجب و دربان. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). حاجب و پرده دار و آنکه مردم را از دخول بدانجا باز دارد. (شرح قاموس). فرق میان سادن و حاجب این است که حاجب پرده داری است که خود نمیتواند اذن دخول دهد و از دیگری اذن گیرد و سادن پرده داری است که خود اذن دخول میدهد. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «سادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر