معنی ساداق
5 بازدید
(اِخ) (...نویان) یا ساداق بیگ شحنهٔ فارس بود. بسال ۶۹۹ هـ . ق. در عصیان محمودشاه به کرمان جزو امرائی بود که بفرمان غازان ایلخان مأمور سرکوبی او شد و بعد از ماهها محاصره ساداق بیگ او را گرفت و بخواری تمام به اردو فرستاد. در حبیب السیر آمده: قاضی فخرالدین هروی در سنهٔ ۶۹۶ بکرمان رفت و در اشاعت عدل و احسان و دفع مواد جور و طغیان کوشید. محمود شاه برادر سلطان محمد باتفاق جمعی از مردم تراکمه و اوباش نیمشبی خروج نمود و قصد قتل قاضی فخرالدین کرد. قاضی روی به وادی فرار آورد و در خانهٔ یکی از کرمانیان نهان شد و محمودشاه جمیع جهات و اموال قاضی فخرالدین را بباد غارت و تاراج و فنا برداد و چون صبح صادق دمید پی بسر منزل جناب مولوی برد و او را شهید کرد و من حیث الاستقلال روی بتمشیت مهمات کرمان آورد. چون حاکم شیراز از ساداق بیگ از کیفیت حادثه خبر یافت سپاه فارس و عراق فراهم کشید و بظاهر کرمان شتافت و محمودشاه در شهر متحصن گشت. ساداق بیگ آغاز محاصره فرموده و بعد از آنکه سه ماه در تضییق کرمانیان کوشید قحط و غلائی عظیم بوقوع پیوست و کار بجائی رسید که مردم گوشت سگ و گربه میخوردند و بالاخره از آن نیز نشان نماند، لاجرم ساداق بیگ را فتح میسر شد. محمود شاه به اهل فتنه بیاساق رسید و چون غازان خان خبر این واقعه شنید نوبت دیگر سلطان محمدشاه را بحکومت آن مملکت روان گردانید. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۷۲). ساداق بیگ بعد از ملک ناصرالدین محمدبن برهان غوری و قبل از پسر او یعنی قطب الدین نیک روز حکومت کرمان را داشت. رجوع به تاریخ مغول تألیف عباس اقبال ص ۴۰۹ و ۴۱۶ و تاریخ غازانی چ کارل یان ص ۱۴۰ شود.(اِخ) (...ترخان) از امرای ارغون و غازان است و در عصیان امیرنوروز بسال ۶۸۸ بعنوان ایلچی نزد او رفت و گرفتار شد. رجوع به تاریخ غازانی چاپ کارل یان ص ۱۶ و ۱۷ شود.
کلمات همقافیه با «ساداق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر