معنی سادات محمودی

معنی سادات محمودی

7 بازدید
[ تِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بویر احمد سر حدی بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان، واقع در ۴۴ هزارگزی جنوب باختری راه اتومبیل سی سخت، و در ۴۳ هزارگزی جنوب باختری راه اتومبیل رو سی سخت به شیراز. کوهستانی و هوای آن سردسیر و مالاریائی است. آب آن از چشمه، و محصول آن: غلات، برنج، پشم، لبنیات، و میوه است، ۱۵۰۰ تن سکنه دارد که به زراعت و حشم داری، اشتغال دارند. از صنایع دستی بافتن قالی و جوال و جاجیم در آن معمول است. راه مالرو دارد. ساکنان آن از طایفهٔ بویراحمد پائین اند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «سادات محمودی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید