معنی سادات طلس
6 بازدید
[ تِ طِ ] (اِخ) چهار تن بودند: قیس بن سعدبن عباده، عبداللََّه بن زبیر، احنف بن قیس، شریح قاضی. و طلس بحرف عرب کسی را گویند که در روی وی اصلاً موی نباشد. رجوع به حبیب السیر چ قدیم تهران جزء دوم از ج ۲ ص ۲۴۰ و چ خیام ج ۲ ص ۱۲۴ شود.
کلمات همقافیه با «سادات طلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر