معنی سادات

معنی سادات

7 بازدید
(ع اِ) جمع سادت (سادة) است که در اصل سَیَدة بود، جمع تکسیر سائد، و سائد بر وزن فاعل بمعنی سید است. پس سادات جمع الجمع سائد باشد نه جمع سید. (غیاث) (آنندراج). مهتران : که سادات جمع جوانان جنت نبی گفت هستند شبیر و شبر. ناصرخسرو (دیوان ص ۱۵۰). و اسامی ملوک عصر و سادات زمان بنظم رائع و شعر شائع این جماعت باقی است. (چهار مقاله چ معین ص ۵۱). در جملگی دیار خراسان از اشراف سادات به مکنت و یسار و کثرت عقار... درگذشته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱۲۷۲ ص ۲۵۰). احدی از فضلا و سادات نزدیک تر از ایشان [ ملاباشی ] در خدمت پادشاهان نمی نشستند. (تذکرة الملوک چ تهران ص ۱).
(اِخ) دهی است از دهستان ایتبوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در ۳۳ هزارگزی شمال خاوری نورآباد در کنار باختر راه شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه. دامنه و هوای آن سردسیر و مالاریائی است. آب آن از چشمه ها و محصول آن غلات و لبنیات است، ۳۰۰ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه مالرو دارد. ساکنان آن از طایفهٔ ایتیوند هستند و در زمستان قشلاق میروند. در این آبادی امامزاده ای است بنام شاهزاد ابراهیم از اولاد حضرت موسی بن جعفر (ع) که معروف به بابابزرگ و ساختمان آن در دامنهٔ غربی کوه سر کشتی واقع است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان بویراحمد سردسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. واقع در ۷۷ هزارگزی شمال خاوری راه شوسهٔ آرو بهبهان. کوهستانی و هوای آن سردسیر و مالاریائی است. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، پشم، لبنیات، گردو، میوه است، ۲۵۰ تن سکنه دارد که به: زراعت، گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی و بافت قالیچه و جاجیم در آن معمول است. راه مالرو دارد. ساکنان آن از طایفهٔ بویراحمد هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان قره باشلو بخش چاپشلو شهرستان دره گز، واقع در ۷ هزارگزی شمال باختری قره باشلو، سر راه عمومی کپکان. جلگه ای و سردسیر است. آب آن از قنات و محصول آن غلات است، ۱۳۰ تن سکنه دارد که بزراعت اشتغال دارند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
(اِخ) دهی است از دهستان خانمیرزا بخش لردگان شهرستان شهرکرد. واقع در ۳ هزارگزی شمال لردگان و متصل به راه سادات به لردگان. کوهستانی و هوای آن معتدل است. آب آن از چشمه و محصول آن گندم و جو است، ۳۰۶ تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
(اِخ) (سلاطین ... دهلی) چهارمین سلسله از پنج سلسلهٔ مسلمان قبل از سلطنت مغول در هندوستان، شامل بیست و هفتمین تا سی امین پادشاهان دهلی که از ۸۱۷ هـ . ق. تا حدود ۸۴۷ هـ . ق. (بعد از تلقیه و بیش از لودیان) در هند حکومت کرده اند. <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۳۲۱۹۰۱>... رجوع به ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام ص ۲۶۵ تا ۲۷۳ شود.
(اِخ) سلاطین [ سلاطین لحسا ] را سادات میگفتند. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۱۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «سادات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید