معنی ساخن
11 بازدید
[ خِ ] (اِ) ساروج. (جهانگیری). و آن چیزی باشد که آهک داخل آن سازند و کار فرمایند. (برهان)... که در حوض و حمام کار کنند. (انجمن آرا) (آنندراج). سارو. چارو. ساروج. صاروج. || روح حیوانی (؟). (از شعوری ج ۲ ورق ۷۰).[ خِ ] (ع ص) گرم. یوم ساخن؛ روزی گرم. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). ج، سُخّان.
کلمات همقافیه با «ساخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر