معنی ساخته کردن
6 بازدید
[ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) ساختن. آماده کردن : دستیار و ستور و کار سفر ساخته کرد هر چه نیکوتر. عنصری. و بسبب فرمان امیرالمؤمنین جای فضل در این سرای بیرونی ساخته کرد. (تاریخ بیهقی). تمامی صحرا را آب گرفت تا ایشان غسل کنند و جنگ را ساخته کنند. (قصص الانبیاء جویری ص ۲۱۹). و آن جادوان گفتند تا روز عید کارها ساخته کنید. (قصص الانبیاء جویری ص ۱۰۲). کار لوزینهٔ ما را بکرم ساخته کن که نخستین سخن از تنگ شکر آغازی. سوزنی. سر آن داری امروز که بر ما دو حکیم کار لوزینه کنی ساخته از بی سازی. سوزنی. جواب خدای را ساخته کن. (تذکرة الاولیاء عطار).
کلمات همقافیه با «ساخته کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر