معنی ساجور
7 بازدید
(ع اِ) قلادهٔ سگ. (مهذب الاسماء). گردن بند سگ. (دهار) (شرفنامهٔ منیری). پالهنگ سگ. (زمخشری). قلاده و گلوبند سگ. (غیاث). ساجور الکلب؛ چوبی است که بر گردن سگ می نهند و بدانش میکشند. (معجم البلدان). گردن بند و چوبی باشد که بر گردن سگ بندند تا نتواند گریخت و نتواند جاوید. (برهان). چوب که بر گردن سگ بندند تا از سوراخ رز نتواند درشدن به انگور خوردن. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، سواجیر: بدسگال تو و تجمل او شبهی دارد از سگ و ساجور. مسعودسعد (دیوان ص ۲۶۷). هر دری نیستم چو گربهٔ رُس شاید ار نیستم چو سگ ساجور. انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۲۳۸).(اِخ) نام نهری است به منبج. (معجم البلدان). روی بناجیهٔ حلب. (نخبة الدهر دمشقی). || موضعی است.
کلمات همقافیه با «ساجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر