معنی ساتکنی
6 بازدید
[ کِ ] (اِ) قدح و پیالهٔ بزرگی باشد که بدان شراب خورند. (برهان) (آنندراج). به کاف فارسی اصح است. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به ساتگنی و ساتگینی شود.
کلمات همقافیه با «ساتکنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر