معنی ساتورن

معنی ساتورن

5 بازدید
(اِخ) در اساطیر قدیم یکی از ارباب انواع است که در نزد یونانیان و ایتالیائیهای قدیم خداوند زمان و مظهر آن ستارهٔ زحل بوده است، و چنین می نماید که وی در ابتدا رب النوع خلاقی بوده و بعد با نیروی خلاقهٔ اپس متحد شده است. ساتورن یونانی که آن را کرونوس نیز نامند فرزند اورانوس (آسمان) وژآ (زمین) و همسر رآیا سیبل بوده و فرزندانی به اسامی: هستیا، دِمِتر، هرا، آدس ، پوزیدون و زئوس (زاوش) داشته است. ساتورن ایتالیائی فرزند کوئلوس ، و تلوس و همسر اپس و پدر پیکوس بوده است. کرونوس موجودی سرشته از جبن و بددلی بود. از این روی پدرش را از سلطنت خلع کرد و فرزندان خود را کشت یا بزندان افکند از بیم آنکه مبادا آنان او را بچنین سرنوشتی دچار سازند. ولی یکی از پسرانش بنام زئوس به حیلهٔ سیبل از بند گریخت و ساتورن را که بایتالیا پناه برده و بر خطهٔ لاسیوم حکومت یافته بود از سلطنت خلع کرد. ساتورن در روم بعدالت سلطنت میکرد و کشاورزی را به رومیان آموخت. روزگار او برای مردم آن سرزمین توأم با آزادی و آبادی و دادگری بود. اصولاً مفهوم ساتورن در یونان و روم اختلاف اساسی دارد. ساتورن یونانی مظهر زمان و ساتورن رومی مظهر کشاورزی است. در یونان یکی از ماههای سال خاص این رب النوع بود که در تقویمهای قدیم آن را ماه کرونیوس می نوشتند. پرستش ساتورن بعدها در روم عمومیت یافت و چندین شهر بدان نام نامیده شد. پیشینیان ساتورن را بصورت پیرمردی با ریشهای سپید مجسم میکردند که پشتش زیر بار زمان خم گشته بود. یک مجسمهٔ برنزی با این قیافه در موزهٔ لوور وجود دارد. هنرمندان جدید ساتورن را برای تجسیم و تصویر زمان بکار میدارند.
(اِخ) (معبد...) در ایتالیا قرار داشت و بنای آن را به تالوس هوستیلیوس فاتح کشور سابن و آلبن نسبت میدادند. <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۳۲۰۰۰۱>... این معبد که مرکز خزائن روم بود بسال ۲۲۵ ق. م. در پایان یکی از جنگها بنام ساتورن رب النوع زمان اهدا گردید و یک بار دیگر بسال ۴۴ ق. م. در دورهٔ فرمانروائی اُگوست (اغسطوس) تعمیر و تکمیل گردید.

کلمات هم‌قافیه با «ساتورن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید