معنی ساتراپ

معنی ساتراپ

7 بازدید
(اِ) این کلمه، یونانی شدهٔ خَشثْرَپَون بمعنی والی است که به پارسی کنونی باید شهربان گفت و کلمهٔ شهر را در آن زمان بمعنی مملکت استعمال میکردند. داریوش شاهنشاهی ایران را به بیست قسمت تقسیم کرد و هر کدام را بیک خشثرپاون سپرد. ظن قوی این است که این کلمه را خشثرپاون می نوشتند ولی بدلیل اینکه در زبان یونانی به ساتراپ تبدیل شده آنرا در محاوره شترپاون تلفظ میکردند. (ایران باستان ج ۱ ص ۴۳۸ و ج ۲ ص ۱۴۶۷ و ج ۳ ص ۲۰۹۳). سلوکوس (۳۱۲ -۲۸۱ ق. م.) سردار و جانشین اسکندر نیز مستملکاتش را به ۷۲ بخش تقسیم کرد و برای هر کدام یک ساتراپ معین کرد. بنابراین ایالات او کوچکتر از ایالات هخامنشی و اسکندر بوده است. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۰۶۴). عنوان ولات ممالک تابعهٔ اشکانی را نیز یونانیان ساتراپ نوشته اند ولی این صحیح نیست. در دورهٔ پارتی والی را«بیس تاکس» می نامیدند. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۶۵۰). کلمهٔ ساتراپ که در کتیبهٔ پایکولی دیده میشود ظاهراً اشاره به کسترپ سکاها است. (کریستنسن چ ۲ ص ۱۲۱).

کلمات هم‌قافیه با «ساتراپ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اپ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید