معنی سابغ

معنی سابغ

7 بازدید
[ بِ ] (ع ص) دراز از هر چیز. (منتهی الارب). طویل، آنچه بزمین میرسد، دراز شده بسوی زمین. (شرح قاموس). دراز مانند جامه و موی و زره و مانند آن. (تاج العروس). ذنب سابغ؛ دم تمام و دراز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (ترجمهٔ صحاح). || تمام از هر چیز. (منتهی الارب). کامل و وافی. (ترجمهٔ صحاح) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). جامع. شامل. || فراخ. (دهار). فراخ و تمام شده از نعمت و معاش. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). معاش و نعمت و پول فراوان. (ترجمهٔ قاموس) (تاج العروس). || رسنده. واصل. سبغ فلان الی بلده؛ مال الیه و وصله فهو سابغ. (اقرب الموارد) (ترجمهٔ قاموس). و این معنی مجازی است. (تاج العروس). || (اِ) دامن خود: دنباله ای است بافته متصل به خود که گردن و گوش را بپوشاند و آن را به فارسی زره خود گویند. بیضة لها سابغ؛ خود دامن دار. (منتهی الارب). || (ص) دارندهٔ ذکر دراز. (ترجمهٔ صحاح). فحل سابغ؛ نری است درازذکر و قضیب. (شرح قاموس) (منتهی الارب). طویل الجردان. (قطر المحیط) (ترجمهٔ قاموس) (ترجمهٔ صحاح) (تاج العروس).

کلمات هم‌قافیه با «سابغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید