معنی سابع
7 بازدید
[ بِ ] (ع ص) هفتم. (غیاث) (آنندراج) (منتهی الارب). السابع من العدد بین السادس والثامن. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). ج، سَبَعَه و سابعون. || هفت تو کننده. هفت لا کننده. سبع الحبل؛ حبله علی سبع قوی فهو سابع. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سابع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر