معنی سابان
7 بازدید
(اِخ) پادشاهزاده سابان از سرداران دواخان بن براق (از امرای اولوس جغتای) است و بسال ۶۹۶ در حملهٔ دوا به کوسویه و فوشنج همراه او بوده است. و نیز از سرکردگان سپاه امیر نوروز بوده است. رجوع به تاریخنامهٔ هرات ص ۴۰۹ و ۴۲۳ شود.(اِخ) (دیر...) در حلب واقع است و معنی آن دیر جماعت است. حمدان اناری گوید: دیر عمان و دیرسابان هجن غرامی و زدن اشجانی.(تاج العروس).
کلمات همقافیه با «سابان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر