معنی سائیس

معنی سائیس

6 بازدید
(اِخ) یکی از قدیمی ترین شهرهای مصر قدیم که در دلتای نیل در مشرق دمنهور قرار داشت. صنعت پارچه های کتانی این شهر مشهور بود و معبد معروفی برای الههٔ «نیت» حامی و خداوند این صنعت در سائیس بنا کرده بودند که هرودوت از آن دیدن کرد. فنیقی ها در دورهٔ سلسلهٔ هجدهم و اهالی لیبی در دورهٔ سلسلهٔ بیستم فراعنه، نمایندگیهای تجارتی در سائیس تأسیس کردند. سپس همین مهاجرین امرای سائیس نام یافتند و بعنوان بیست و ششمین و بیست وهشتمین و سی امین سلسلهٔ فراعنه بر مصر فرمانروائی یافتند. و در دورهٔ همین سلسله ها سائیس کانون تمدن درخشانی شد و گاهی بتجدید حیات هنر و صنعت مصر در این دوره نام رستاخیز سائیسی داده اند. با فتح مصر بدست کمبوجیه شاهنشاه هخامنشی، سلسلهٔ بیست و ششم یا سلسلهٔ پادشاهان سائیس منقرض گردید. کمبوجیه بمعبد سائیس رفت و در مقابل خدایان محلی زانو زد ولی هرودوت گفته است که مومیائی آمازیس را بیرون آورد و در آتش انداخت. (ایران باستان ج ۱ ص ۴۹۲ و ۵۰۲ و ۵۰۳ و ۵۰۵ و ۵۰۷).

کلمات هم‌قافیه با «سائیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید