معنی ز پس

معنی ز پس

9 بازدید
[ زِ پَ ] (ق مرکب) مخفف از پس و بمعنی آن. (ناظم الاطباء). پس از. بعد از. از بعد. از عقب. سپس. بدنبال. من بعد. ثم. مؤخر. آخر. پس. ز پی. در پی. از پشت. از پشت سر: سپه رانی و ما ز پس برشویم بگوییم و زآن در سخن بشنویم.فردوسی. ز پیشین سخن وآنکه گفتی ز پس بگفتار دیدم تو را دسترس.فردوسی. این آتش و این باد و سیُم آب و ز پس خاک هر چار موافق نه به یک جا و نه هامال. خسروی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۲۳). سر و رویم شده چون نیل زبان گشته تمنده ز بالا در، باران ز پس و پیش بیابان. عسجدی. برگ عیشی بگور خویش فرست کس نیارد ز پس، تو پیش فرست. سعدی (گلستان). - ز پس انداختن (چیزی را)؛ عقب انداختن. بتأخیر افکندن. پشت سر انداختن. مورد عنایت فراوان قرار ندادن. در راه آن عجله بکار نبردن. در اولین درجهٔ اهمیت قرار ندادن : جهان را ز پس انداز و ره خدمت او گیر ترا راه نمودم ز حرامی و حلالی.فرخی. رجوع به از پس انداختن و از پس افکندن در ذیل «پس» در این لغت نامه شود. - ز پس بازشدن؛ بعقب برگشتن. عقب نشینی کردن. بازگشتن : شه طنجه تازنده از جای جنگ ز پس بازشد تا در شهر تنگ. اسدی (گرشاسب نامه). رجوع به بازپس شدن در ذیل «پس» در این لغت نامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «ز پس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید