معنی زیناوند
8 بازدید
[ وَ ] (ص مرکب) شاکی السلاح. (مفاتیح، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). این کلمه که به اشکال دیگر هم ضبط شده (ریباوند، دیباوند، زیباوند)، خواه بواسطهٔ خود مؤلفین که پی به ترکیب اصلی کلمه نبرده اند و خواه بدست نساخ بواسطهٔ کم و بیش گذاشتن نقطه ها از تلفظ و هیئت اصلی خود منحرف شده است اما معنی آنرا درست نوشته اند. در مجمل التواریخ که در عهد سلطان سنجر در سال ۵۲۰ هـ . ق. تألیف شده «ریباوند» چنین معنی شده: «آنکه سلاح تمام دارد». در روضة الصفا اینطور معنی شده یعنی «تمام سلاح». حمزهٔ اصفهانی می نویسند... معنی زیباوند، انه شاک السلاح. این صفت باید در فارسی «زیناوند» نوشته شود. در اوستا مکرر به صفت «زئننگهونت» یا «ازینونت» برمیخوریم، بسا این صفت از برای خود تهمورث آمده... و معنی آن دارندهٔ زین یا مسلح می باشد، چه این صفت از کلمهٔ «زئن» که بمعنی سلاح است ساخته شده است. (از یشتها ج ۲ ص ۱۴۰): او را طهمورث زیناوند گفتندی و زیناوند لقب او بود یعنی تمام سلاح. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ کمبریج ص ۲۸، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ثم طهمورث ... یقال له زیناوند و معناه شاکی السلاح لانه اول من عمل السلاح. (مفاتیح خوارزمی، یادداشت ایضاً). رجوع به زین (سلاح) و فرهنگ ایران باستان و یشتها ج ۲ صص ۱۳۸ -۱۴۰ شود.[ وَ ] (اِخ) لقب تهمورث است. رجوع به مادهٔ قبل و یشتها ج ۲ صص ۱۳۸ - ۱۴۰ و فرهنگ ایران باستان ص ۲۶۶ و مادهٔ قبل و طهمورث شود.
کلمات همقافیه با «زیناوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر