معنی زینالملک
7 بازدید
[ زَ نُلْ مُ ] (اِخ) ابوسعد هندوبن محمدبن هندو اصفهانی. از مستوفیان دیوان سلطان محمدبن ملکشاه سلجوقی بود. دشمنان به طمع اموال وی در نزد سلطان محمد از او سعایت نمودند. فرمان داد او را بدار زدند سنهٔ ۵۰۶ هـ . ق. (از تعلیقات چهارمقالهٔ نظامی چ معین چ زوار ص ۱۵۶): زین الملک ابوسعد... از وی [ از امیر معزی ] درخواست کرد که آن قصیده را جواب گوی. گفت نتوانم... (چهارمقالهٔ نظامی ایضاً ص ۵۴). رجوع به همین کتاب ص ۱۵۶ و ۱۶۴ و احوال و اشعار رودکی ج ۳ ص ۸۰۷ و کتاب النقض ص ۸۷ و ۹۶ شود.
کلمات همقافیه با «زینالملک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر