معنی زینالدین
7 بازدید
[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) دهی از دهستان بیلور است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ۵۱۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ زِ نُدْ دی ] (اِخ) دهی از دهستان تبادکان است که در بخش مرکزی شهرستان مشهد واقع است و ۱۳۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) ابن ابراهیم بن نجیم. رجوع به ابن نجیم در همین لغت نامه و اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۴۹ شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن زین الدین بن علی المعبری الملیباری. از علماء قرن دهم هجری. او راست: ارشاد العباد الی سبیل الرشاد. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۷۶۲).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) ابن علی بن احمد العاملی الجبعی. رجوع به شهید ثانی شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) ابوالفضل عبدالرحیم بن حسین عراقی. از طرفداران «احیاءالعلوم» بود و احادیث این کتاب را بیرون آورد و راجع به طریق روایت و صحت سند و شرح آنها نخستین بار در سال ۷۵۱ هـ . ق. کتاب بزرگی در چند مجلد پرداخت و در آن تاریخ قسمتی از احادیث بر وی مجهول بود اما دنبال کار خود را رها نکرد تا آنکه در سال ۷۶۰ کتاب دیگری مختصر در یک مجلد بنام المغنی عن حمل الاسفار راجع به احادیث احیاءالعلوم پرداخت. (از غزالی نامه ص ۲۲۲).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) تایبادی. والی ملک ولایت و هادی راه هدایت در زمان ملوک کرت بوده، امیر تیمور به وی ارادت داشته در توزک تیموری که آن کتابی است به لغت توری امیر مذکور برخی از حالات وی را نگاشته. در سنهٔ ۷۹۱ هـ . ق. وفات یافت. این رباعی را به ملک غیاث الدین نوشته: افراز ملوک را نشیب است بترس در هر دلکی از تو نهیب است بترس با خلق ستمگری کنی نندیشی در هر ستمی با تو حسیب است بترس. (از ریاض العارفین صص ۸۲ -۸۳). رجوع به از سعدی تا جامی ص ۳۰۸ و ۳۴۷ و حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۱۶ و ۴۳۰ و ۵۴۳ شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) حدیثی. حاجی خلیفه در ذیل طوالع الانوار آرد: شرحه الحدیثی و هو الشیخ الامام رکن الدین ابوالحسن علی المعروف بابن شیخ العربیة الموصلی. (کشف الظنون ج ۲ ستون ۱۱۱۷).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) خوافی خراسانی. از اکابر مشایخ سلسلهٔ سهروردیه است. وی مرید شیخ عبدالرحمن نظری بوده و او مرید شیخ جمال الدین و او مرید شیخ حسام الدین و او مرید شیخ عبدالصمد و او مرید شیخ نجیب الدین علی سرخسی و... و بچند واسط به شیخ معروف کرخی بواب و مرید حضرت امام همام علی بن موسی الرضا منتهی میشود. وفات شیخ در دوم شوال سنهٔ ۸۳۳ هـ . ق. بود. (از ریاض العارفین ص ۸۲). رجوع به مجالس النفائس ص ۱۸۳ و ۲۰۲ و فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپهسالار ج ۲ ص ۵۸۱ و از سعدی تا جامی ۳۴۷ و حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۵۸۷ و ج ۴ ص ۱۲، ۱۳، ۴۸، ۶۱، ۱۰۳، ۳۳۴، ۳۴۷، ۳۵۶ و ۳۶۰ شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) سکزی . از اهل سیستان است و فاضلی ذی شأن در سخنوری و سخن رانی... در صنایع و بدایع ماهر و اشعار نیکو از او ظاهر... از اوست: آن چیست معلق شده از گنبد خضرا گردان چو یکی زورق زر بر سر دریا چون خاتم آویخته از لوح زبرجد چون حلقهٔ انگیخته بر صفحهٔ مینا. رجوع به مجمع الفصحا ج ۱ صص ۲۴۲ - ۲۴۴ و لباب الالباب چ برون ج ۱ ص ۲۵۳ و ۲۵۹ شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) علی. از علماء عرب که در سال ۹۲۸ هـ . ق. به هرات رفت و مورد توجه درمشخان گشت و به منصب شیخ الاسلامی و اقضی القضاتی منصوب شده پایهٔ قدر و منزلتش از امثال و اقران درگذشت. (از حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۶۱۰).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) علی بن عبدالسلام. او پس از فرار عزالدین عبدالعزیز (پسر اولجایتو) از طرف ایلخان مغول به حکومت فارس رسید و دو سال در فارس حکومت کرد. رجوع به تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۲ شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) علی نقی کمره ای. متولد به سال ۹۵۸ و متوفی به سال ۱۰۶۰ هـ . ق. از علمای امامیهٔ قرن دهم و یازدهم هجری است و مؤلفاتی در فقه و حکمت و کلام و اخبار دارد... او چندی قاضی شیراز بود بهمین جهت صاحب امل الآمل ایشان را شیرازی معرفی کرده پس از آن شیخ الاسلام اصفهان گردید... تخلص او نقی است و دیوان وی شامل غزلیات، رباعیات، قصائد، مقطعات، معمیات، ترکیب بند، مراثی و تاریخ هاست. رجوع به فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپهسالار ج ۱ ص ۳۰۴ و ۳۰۶ و ۳۴۷ و ۳۵۰ و ج ۲ ص ۶۴۱، ۶۴۲ شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) عمربن سهلان ساوی. مؤلف کتاب بصائر نصیریه است که بنام نصیرالدین ابوالقاسم محمودبن ابی توبهٔ مروزی وزیر سلطان سنجر تألیف کرد. در نیشابور اقامت داشت و کتاب شفای ابوعلی را برای مردم می نوشت و از راه کتابت گذران می کرد. (از غزالی نامه ص ۲۸۹ و ۲۹۰). رجوع به تاریخ الحکماء شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) قاسم بن قطلوبغا. متوفی به سال ۸۷۹ هـ . ق. او راست: تقویم اللسان (در نحو). (از فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپهسالار ج ۲ ص ۸۲).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) قرجه. رجوع به ذوالقدر زین الدین... و ذوالقدریه شود.[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) مجدالملک. نوادهٔ قاضی القضاة تاج الدین علی بن عبدالرزاق است. او ترک قضا کرد و در خدمت خوارزمشاه به شغل وزارت منصوب شد و در قزوین بر در مسجد جامع کبیر، مدرسه و خانقاه و حمام و باغ و غیر آن بساخت و بر آن موقوفات کرد... (از تاریخ گزیده چ نوائی ص ۸۱۴).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) محمدبن شمس الدین ابی بکر رازی حنفی. از علمای قرن هشتم هجری است. او راست: مختار الصحاح (مختصر صحاح اللغة). (از فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپهسالار ج ۲ ص ۲۷۸).[ زَ نُدْ دی ] (اِخ) نسوی. از محققین... شهر نساست و آن از توابع دشت خاوران خراسان است و شیخ زین الدین نسوی از اعاظم فضلا و عرفا بوده و این رباعی منسوب به اوست: در جستن جام جم جهان پیمودم روزی ننشستم و شبی نغنودم زاستاد چو وصف جام جم بشنودم خود جام جهان نمای جم من بودم. (از ریاض العارفین ص ۱۹۶).
کلمات همقافیه با «زینالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر