معنی زینافزار
6 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) سلیح و کجیم را گویند که یراق جنگ و پوشش اسب باشد در روز جنگ. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). سلاح. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زین اوزار. متقدمین از شعراء کلمهٔ زین افزار را بمعنی ادوات جنگ گرفته اند. (یشتها ج ۲ ص ۱۴۰). از: «زین» (سلاح) +افزار. پهلوی «زن افزار». (حاشیهٔ برهان چ معین): وزین کرانه کمان برگرفت و اندرشد میان آب روان با سلیح و زین افزار.فرخی. چو خواست کردن از خود جدا ترا آن شاه نه سیم داد و زر و نه زین نه زین افزار. ابوحنیفهٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۸۰). چون برکشی آن بلارک گوهردار بر مرکب تازی فکنی زین افزار. ازرقی (از انجمن آرا). رجوع به «زین» و زیناوند و یسنا ص ۱۳۶ و دیگر ترکیبهای زین شود.
کلمات همقافیه با «زینافزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر